تبلیغات
نگین عشق
نگین عشق



محسن یکانه رگ خواب

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ       Rapidshare       Directlink

01 Sokot.mp3      
02 Do Rahi.mp3      
03 Adam Ha.mp3      
04 Rage Khab.mp3      
05 Man Toro Kam Daram.mp3      
06 Zarabane Makos.mp3      
07 Nabashi.mp3      
08 Azab.mp3      
09 Bemon.mp3      
10 Hafezeye Zaeef.mp3      
11 Do Rahi ( BiKalam ).mp3

 

(
 عکس   دانلود آلبوم رگ خواب از محسن یگانه



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

دانلود چیزی شده با کیفیت عالی

آهنگ چیزی شده با صدای آرمین 2AFM

 

Chizi Shode

Download



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

بهای عشق چیست جز عشق؟

شمع بود، اما کوچک بود. نور هم داشت اما کم بود.
شمعی که کوچک بود و کم، برای سوختن پروانه بس بود.
مردم گفتند: شمع عشق است و پروانه عاشق.
و زمین پر از شمع و پروانه شد.
پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند.
خدا گفت: شمعی باید دور، شمعی که نسوزد، شمعی که بماند.
پروانه ای که به شمع نزدیک می سوزد، عاشق نیست.
شب بود، خدا شمع روشن کرد.
شمع خدا ماه بود. شمع خدا دور بود.
شمع خدا پروانه می خواست. لیلی، پروانه اش شد.
بال پروانه های کوچک زود می سوزد، زیرا شمع ها، زیادی نزدیکند.
بال لیلی هرگز نمی سوزد. لیلی پروانه شمع خداست.
شمع خدا ماه است. ماه روشن است؛ اما نمی سوزد.
لیلی تا ابد زیر خنکای شمع خدا می رقصد


جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

شخصیت شناسی با چند سوال ساده

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید

سوال ها:

1. دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی تیره، شفاف، سبز، گل‌آلود

2. کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث 
 
3- فرض کنید در راهرویی راه می روید . دو در می بینید . یکی در 5 قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو . هر دو در باز هستند . کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می دارید ؟
 



 

4- رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بگویید . قرمز , آبی , سبز ,سیاه و سفید
 



 

5. دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟ 
 
6- در ذهنتان اسب چه رنگی است ؟
قهوه‌ای، سیاه یا سفید 
 
7- توفانی در راه است . کدامیک را انتخاب می کنید: یک اسب یا یک خانه ؟



پاسخ های من:

۱) شفاف

۲)مربع

۳)بله

۴)سبز- سفید - آبی- قرمز- سیاه

۵)بالای کوه و دقیقا نوک کوه

۶)سفید

۷)یک اسب

تا حدودی واسه من درست بود.

شما هم بگید کدوم رو انتخاب کردید.

توصیه می کنم قبل از اینکه جواب رو بخونید پاسخ خودتون رو تو کامنت بزارید که یه مقدار با خودتون آشنا بشید. خودمون رو گول نزنیم.


و اما پاسخ ها:



 

..



 

...



 

.....



 

........



 

1- آبی تیره : شخصیت پیچیده
سبز: آسان گیر و بی‌خیال
شفاف: به سادگی قابل درک
گل‌آلود: آشفته و سردرگم 
 
2- دایره : سعی می کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.
مربع: خودرأی و خود محور
مثلث: یک دنده و لجباز
(اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد) 
 
3- بله : شما آدم فرصت طلبی هستید
نه: آدم فرصت‌طلبی نیستید.
 



 

4- این سئوال , اولیتهای شما در زندگی را مشخص می کند.
آبی: دوستان/ روابط
سبز: شغل و حرفه
قرمز: شهوت و دلبستگی
سیاه: مرگ
سفید: ازدواج 
 
5- میزان ارتفاعی که انتخاب می کنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد .

6- قهوه ایی : فروتن و خاکی
سیاه: غیرقابل پیش‌بینی، سرکش، هیجان‌انگیز
سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار 
 
7- این سئوال , الویتهای شما به هنگام مشکلات را تعیین می کند.
اسب: همسر
خانه: فرزندان



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

شخصیت شناسی از روی اول اسم انها

طالع بینی انسانها و شناخت خصوصیات آنها از روی حرف اول اسم آنان!!!!

توجه : در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"باید به جای این حروف معادل فارسی آنما را قرار دهید .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)=ب.


الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه رو و با همه ملاحظه کند و خونگرم میباشد و با همه کس زود صمیمی میشود ودر زندگی در جنگ و جدال و گفتگو به سر میبرد و پیراهن سیاه بر او نامبارک می باشد و محنت بسیار می کشد و هر چه را طلب کند زود بیابد و مریضی وی همیشه در باد قولنج گردن وپهلو می باشد.

ب : فردی خوش قیافه و زیبا وبا محبت و رفیق باز و همیشه مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند.

ج : فردی باشد زیبا و خوش اخلاق وبا محبت و او همیشه از مریضی شکم رنج میبرد و این مریضی هر چند وقت یکبار اشکار میشود و دو وجه دارد یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفید پوست و بزرگ اندام و همیشه سرگردان واشفته می باشد و از کار خود حیران است.

د: او فردی با دیانت و پر فکر وبشاش و زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه در حال ترقی می باشد.

ه : او فردی است که همیشه اطرافیان را امر و نهی کند و زیبا چهره وتند خو و اتشی مزاج و طبع او گرم میباشد.

و: فردی است که همیشه به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور میشود و زبان بد پشت سر او باشد و دیگران بدی او را میگویند.

ز: زیبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است و در زندگی برای او سحری می کنند و در زندگی شکست بزرگی می خورد و همیشه از درد سر و زانو در عذاب میباشد و نسبت به زندگی دلسرد می گردد و حیران و سر گردان میشود.

ت: او فردی است خوش جهره و خوش اخلاق کم خواب و هرگاه مرتکب گناه میشود سریع توبه میکند و اگر دل کسی را برنجاند بسیار نگران و در پی ان است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی عجیبی در خود دارد.

ث: فردی است ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ثابت قدم می باشد خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او پهن میباشد و در زندگی هرگز محتاج نخواهد شد.

ح: او فردی زیبا و خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه دارد و همیشه در بحث و جدل وجنگ به سر میبرد.

خ: فردی است زیبا چهره با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و هر چه سعی میکند رزقش بسیار شود موفق نمی شود و او فردی است عشقی و تنبل و کاهل در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و سر بلند شود.

ر: او فردی است خوش اخلاق میانه رو و اتشی و همیشه اطرافیان در پشت سر او بد گویی کنند و او فردی است طمعکار و زیبا چهره وخوش گذران و اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد میرسد و دست او همیشه از پول دنیا تهی است.

س : او فردی میباشد پر استعداد و با ذوق و سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور ومتکبر میباشد و هر کاری که میل داشت انجام میدهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر میبرد فردی باشد اتشی مزاج و همیشه در چشم اهل واعیان پر هیبت به چشم میاید.

ش: او فردی است مشفق ومهربان و جنگجو و عصبانی و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنیا به او ضرر برسد از دست و زبان خود میخورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ میماند و بسیار لجباز است.

ص : فردی است حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور میکند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و همیشه در حال ترقی و فکر میباشد.

ض : او فردی است خوش اخلاق و زیرک ودانا وکینه توز و همیشه نگرانی خود را در ظاهر بروز نمیدهد و پیشانی او پهن است و کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق میباشد و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند و به دنبال هر کار زشتی توبه می کند و فردی زرنگ است.

ط :او فردی است پاک و خوش اخلاق و عشقی و خوش گذران و خو نگرم و پیراهن سیاه براو خوشایند نیست و دوستی بسیار میکند.

ظ : او فردی است که ظاهر و باطنش یکی است و خشک ومقرراتی میباشد و اطرافیان پشت سر او بد گویی کنند و قدر مال دنیا را نداند و در سینه و اعضا خالی دارد که نشان اقبال است و دنبال دوست رود و خواهان ان است که با دوستان تفریح کند.

ع : او فردی باشد بلند مرتبه و پر گذشت و خوش اخلاق و بخشنده و مقرراتی وخشک و او هرگز قدر مال دنیا را نمیداند و در دوستی با دیگران پاینده و متعصب و در اول زندگی رنج بسیار کشد و قدر مال دنیا را نداند.

غ: زیبا چهره با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس نا امیدی کند در فکر میرود و به گذشته واینده خود می اندیشد دانا وعالم است و زندگی را با صلح وصداقت دوست دارد.

ف : او فردی است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زیبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحیه هر چند وقت یک بار مریض و رنج میکشد و در زندگی چند بار شکست میخورد ولی در اینده به مقام و منزلت خوبی میرسد.

ق: فردی است قادر وتوانا و زیرک و دانا و در هر کاری نقشه بسیار میکشد و موفق میشود هم زیباست و هم خوش اخلاق و فردی است خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد میکند.

ک: او فردی است زیبا وخوش اخلاق و زیرک و دانا و زیرک و خشک و مقرراتی و زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب میباشند با یک کلمه حرف دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت باشد.

ل: فردی است زیبا چهره و خوش اخلاق و یکدنده و همیشه جدایی اختیار کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه متعصب اطرا فیان نزدیک خود میباشد.

م : خوش اخلاق و با محبت و خون گرم ونترس و همیشه اطرافیان پشت سرش بد گویی کنند و در روبرو از او تعریف و تمجید کنند او فردی باشد خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود همیشه کاهلی دارد و زود عصبانی میشود و سریع خاموش میشود عشقی میباشد و در تمام کارها تقاضای کمک کند.

ن: او فردی است زیبا و خوش اخلاق و کینه توز و دم دمی مزاج میباشد گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار بد و مقرراتی وخشک میشود همچون قاضی میباشد ودر حقوق خود ودیگران به میزان برخورد کند.

ی :او فردی است پر فکر وزیبا و با هر کس در افتد بر او غالب گردد دم دمی مزاج میباشد و گاهی بسیار خوب و گاهی بسیار خشک و مقرراتی است او فردی است چهار شانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج میبرد



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

اس ام اس هایی از عشق

آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم، از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم، تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم، شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

 

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟ گلی را نشانم دادو گفت : دیروز غنچه بود، امروز شکفت، فردا پژمرده خواهد شد

 

زندگی سخت نیست، ما سختش میکنیم، دلها تنگ نیست، ما تنگش میکنیم، عشق قشنگ نیست ما رنگش میکنیم، دل هیچ کس سخت نیست، ما سنگش میکنیم

 

زندگی راز نهانیست که افشاء نشود، زندگی واژه ی سختیست که معنا نشود، زندگی خوشی داشتن است، چشم امید به او داشتن است

 

میدونی چرا از هر چیز توی بدنت دوتا داری، به غیر از بینی، دهان و دل؟ چون بتونی برای خوت یه هم نفس، یه هم زبون و یه هم دل پیدا کنی!

 

تو را به جرم نگاه زیبایت در زندان قلبم محکوم به حبس ابد میکنم، مگر آنکه در دادگاه عشق در حضور همه، عاشقانه اعتراف کنی دوستم داری!

 

تولدت مبارک، هان ببخشید پیوندتان، نه یعنی برد غرور آفرین تیم، نه چیزه، اصلا ولش کن، دوستت دارم

 

همیشه عاشق کسی باش که قلبش به قدری بزرگ باشه که واسه جاکردن خودت تو قلبش مجبور نشی خودتو کوچیک کنی

 

شبی از پشت تنهایی غمناک بارانی، تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم، برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت، دعا کردم . دوستت دارم و دوستت دارم و دوستت دارم



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

جوک های خفن باحال

یادم باشه كه یادت باشه كه یادم بیاری كه یادت بدم كه یاد بگیری كه یادم بیاری كه همیشه به یادتم و یادت هیچوقت از یادم نمیره. این رو یادت نره.
ترکه روی ریل راه اهن میخوابه بهش میگن چرا اینجا خوابیدی ؟ میگه میخوام خود کشی کنم....... میگن پس اون نون بربری چیه دستت؟ میگه بر فرض قطار نیومد من اینجا از گشنگی بمیرم

 

به لره کار میدن که کف اتوبان رو لاین بکشه… روز اول ۶ کیلومتر رنگ میزنه… روز دوم ۳ کیلومتر رو و روز سوم کمتر از یه کیلومتر… صاحب کارش بهش میگه هوی چرا تو هر روز کمتر از دیروز کار میکنی…؟ میگه: “من نمیتونم بهتر از این کار کنم… چون هر روز دارم از قوطی رنگ دورتر میشم

جیرجیرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس میگه: الان وقت خواب زمستانیمونه، بعد صحبت می‌كنیم. خرس رفت خوابید ولی نمی‌دونست كه عمر جیرجیرك فقط سه روزه

مردی میره پیش كشیش تا اعتراف كنه. میگه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یك مرد در خانه خودم پناه دادم.
كشیش میگه: خوب این كه گناه نیست!
مرد میگه: ولی من بهش گفتم برای هر یك هفته‌ای كه در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه.

 

 

غضنفر رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می‌پرسه: چطور بود؟
غضنفر میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول كه تموم شد یك پلاكارد نشون دادن كه نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر كنم اومدم بیرون!

یکی شب تا صبح نمی‌خوابید و مشغول تلاش و کوشش بود. همه سعی خودش را می‌کرد که پول پیش ثروتمندان و طبقه فرادست انبار نشه و به این شکل در کاهش ثروت دیگران، قدم‌های بزرگ برمی‌داشت. هیچ شبی خواب به چشمش نمی‌اومد... ازش پرسیدن ای عزیز شما چه کاره‌ای؟ گفت: دزد

 

 

یك ضرب المثل رشتی هست که میگه رسیدی خونه بزن تو گوش زنت تو نمیدونی برای چی زدی ولی اون میدونه برای چی خورده

 

تركه تیپ میزنه میره تو خیابون. یه دختره بهش میگه: دختر كش شدی، بخورمت. تركه میگه: بهت نمیاد از این ... بخوری

اگه یه روز دیدی همه اطرافت سفید شده، احساس خفگی می کنی، نمی تونی حرف بزنی و صدایی بشنوی، نگران نشو... تو زنده ای... فقط سرت تو توالت فرنگی گیر کرده

ترکه میره دکتر، دکتره که دردشو میپرسه میگه: - مدتیه چشم درد دارم - برای چی؟ - آخه چش خورده - آقا این حرفا کدومه، بذارید کنار این مزخرفات و خرافاتو،،، چشم خوردن خرافاته - نه آاای دهتر،، اون چش چه نه ، چش ِ شلوار خورده

انواع بلــــــــــــــــــه! عروس عادی: بله - عروس كمی لوس: بع.........له! - عروس با كلاس: اوكی! - عروس خارج رفته: یس! - عروس سنتی: آره! - عروس متكبر: فقط كله اش را تكان میدهد - عروس خجالتی: اوهوم! - عروس وحشت زده: ها! - عروس بی حوصله: خوب! - عروس دستپاچه: باشه،باشه

وقتی یه بار ازدوست دخترت ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده

ترکه گاو داری میزنه مامور بهداشت میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : آت اشغال مامور کلی جریمش میکنه. ساله بعد میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : جوجه کباب ,پیتزا . باز یارو جریمش میکنه. سال بعد میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : والا هر روز صبح بهشون 1000 تومن میدم هر چی دوست دارن بخرن بخور

دلم یک دنیا گرفت وقتی آمپولم زدن، وقتی از درد همه بهم خندیدن

توجاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 100هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟ مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اكس می زنه پرت و پلا می گه . .بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟ یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد... میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میدا



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

بیوگرافی خاطره اسدی

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

خاطره اسدی، بازیگر 27 ساله سینمای ایران است كه این روزها فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» ساخته علیرضا امینی با بازی وی اكران شده است. این بازیگر جوان سینما كار خود را با بازی در فیلم «دیشب باباتو دیدم آیدا»ی صدر عاملی آغاز كرد و تاكنون با وجود گزیده كاری، یكی از بازیگران بااستعداد به شمار می رود. به بهانه حضور او در فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» درباره كارنامه كاری وی و نقش هایی كه تاكنون در سینما و تلویزیون بازی كرده، به گفتگو پرداختیم.

تا جایی كه می دانم شما تحصیلات مرتبط با حرفه بازیگری دارید. انتخاب این حرفه به چه زمانی برمی گردد؟

من از بچگی می دانستم كه در رشته هنر فعالیت خواهم كرد. به همین دلیل در بیشتر شاخه ها همچون نقاشی، سفالگری، عكاسی، موسیقی و… تا حدودی فعالیت كردم. در حدود 14 سالگی به كلاس های بازیگری صدا و سیما رفتم و از آنجا به بعد این حرفه برایم جدی شد. در همان زمان دوره های این كلاس را گذراندم و در سال 81 هم در دانشگاه هنر و معماری در همین رشته ادامه تحصیل دادم.
اولین كار سینمایی شما حضور در فیلم «دیشب بابا تو دیدم آیدا» بود.

آقای صدر عاملی برای این فیلم فراخوان داده بود و فكر می كنم تمام همكلاسی های دانشگاه برای این كار تست داده بودند، البته هانیه توسلی كار تست از هنرجویان را انجام می داد. خوشبختانه قبول شدم. از همان ابتدا هم قرار بود در نقش ساناز بازی كنم كه از نتیجه آن خیلی راضی هستم.

برای حضور در این حرفه در خانواده مخالفت هایی نداشتید؟

اتفاقا‍ پدرم خیلی مخالف بود. حتی چند بار پیش از آن برای بازیگری تست دادم و حتی قبول شدم، اما او نمی پذیرفت. وقتی قرار شد كه در كار صدرعاملی بازی كنم، وی حدود 2 ساعت با پدرم صحبت كرد كه خوشبختانه بعد از این موضوع به طور كامل این مشكل برطرف شد. هنوز هم نمی دانم آقای صدرعاملی چطوری پدرم را راضی كرد. اما به هر حال حضورم را در سینما مدیون او هستم.

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

دیشب بابا تو دیدم آیدا، یكی از سه گانه های رسول صدرعاملی در ارتباط با مشكلات نوجوانان است. چقدر سینمای وی را می شناختید و این كار برایتان در ابتدا جذابیت داشت؟

من تمامی فیلم های آقای صدرعاملی را دیده بودم ولی دیشب بابا تو دیدم آیدا، فكر می كنم كه اثری متفاوت در آن سه گانه به شمار می رود. نقش ساناز به نسبت سنم كوچك تر بود و عمدتا هم نقش هایی كه در سینما داشتم همین تفاوت سنی را دارد. اما به هر حال این فیلم یك كار ارزشمند در كارنامه كاری من محسوب می شود و معتقدم شروع خوبی برایم بود كه توانستم با یك كارگردان مطرح در همان ابتدا كار كنم.

به هر حال در كنار بازیگران آماتور، این فیلم تركیب حرفه ای داشت، چقدر از حضور این افراد تجربه كسب كردید؟

آقای صدرعاملی برای این نقش خیلی به من كمك كرد. فكر می كنم وی جنس بازی را می شناسد و بخوبی بازیگر را هدایت می كند. تجربه های اولی كه با آقایان صدرعاملی و داوودی داشتم یكی از بهترین اتفاقات زندگی كاری من بود و همیشه احساس می كردم قرار است سینما و پشت صحنه آن مانند همین دو كار باشد، اما جلوتر كه رفتم با تفاوت های زیادی روبه رو شدم.

فكر می كنم بعد از دیشب بابا تو دیدم آیدا، در فیلم «تقاطع» ابوالحسن داوودی بازی كردید كه این نقش بر گرفته از نسل جوانانی بود كه مشكلات خاص خود را دارند.

آقای داوودی فیلم دیشب بابا تو دیدم آیدا را در جشنواره دیده بود و از من دعوت به همكاری كرد. من نقش شادی در فیلم تقاطع را خیلی دوست دارم چرا كه از شخصیت من بسیار دور بود و فكر می كنم به لحاظ متن و تركیب عوامل خیلی كار حرفه ای بود.

ابتدا برای قبول این نقش كمی مردد بودم، زیرا حس می كردم شباهت هایی بین نسل ساناز در فیلم « دیشب بابا تو دیدم آیدا» و شادی وجود دارد و ممكن است برای مخاطب تداعی كننده همان باشد. ولی آنقدر متن تقاطع خوب و نقش برایم وسوسه انگیز بود كه تصمیم گرفتم قبول كنم. در كار با آقای داوودی نیز تجربه های زیادی آموختم و آرزو می كنم دوباره فرصتی پیش بیاید تا با این دو كارگردان كار كنم.

فكر نمی كنید بعد از این 2 تجربه موفق، حضور در فیلم «ستایش» محمدرضا رحمانی انتخاب درستی نبود؟

من بعد از این كار تصورم از سینما تغییر كرد. ابتدا فكر می كردم كه تهیه كننده فیلم كیانوش عیاری است به همین دلیل احساس كردم با توجه به شناختی كه از ایشان داشتم، قطعا فیلم خوبی خواهد شد، اما بعد متوجه شدم كه فقط از نام ایشان در كار استفاده كردند. تركیب بازیگران هم قرار نبود این باشد و متاسفانه خود كارگردان نیز تعریف درستی از نقش نداشت به طوری كه وی برای گرفتن هر صحنه قبل از فیلمبرداری جلوی من بازی می كرد و معتقد بود من هم باید این گونه بازی كنم. متاسفانه این موارد را من بعد از شروع كار متوجه شدم به طوری كه روز اول بعد از فیلمبرداری ساعت ها گریه كردم و از این انتخاب راضی نبودم. خیلی سخت بود و اصلا هیچ گره عاطفی با فیلم ندارم و زیاد مایل نیستم اكران عمومی شود، زیرا از بازی خودم راضی نیستم و كلیت فیلم را هم نمی پذیرم.

ستایش بر خلاف 2 كار قبلی شما در بخش پایانی جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و موفقیتی هم نصیب خود نكرد. آیا این برای شما كه در ابتدای راه بودید مانع ادامه فعالیت در سینما نشد؟

از همان روزهای اول فیلمبرداری ستایش می دانستم كه نتیجه كار آن چیزی نیست كه مورد دلخواه من باشد. به همین دلیل تمام شرایط را پذیرفته بودم و فكر كردم ممكن است زمانی هر كسی انتخابی انجام دهد كه نتیجه خوبی در بر نداشته باشد. فیلمنامه اولیه آن چیزی نبود كه در كار به تصویر كشیده شد.

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

در میان این كارهای سینمایی در فیلم تلویزیونی با عنوان «گام های معلق» شهرام شاه حسینی نیز بازی كردید.

عمده ترین دلیلم برای حضور در این كار، طرح آن بود كه متعلق به مسعود كیمیایی است. طرح اولیه كار بسیار فوق العاده و قرار بود راوی آن من باشم كه در طول فیلم می میرد.

این فیلم در بازنویسی و تدوین خیلی تغییر كرد. خیلی از بازی خودم با وجود این كه شاه حسینی و حتی برخی دوستانی كه دیده بودند تعریف كردند، راضی نبودم. شاید هم توقع بیشتری از خودم داشتم.

به هر حال شما در كنار بازیگرانی چون هدیه تهرانی، بهرام رادان، حامد بهداد، بازغی و… كار كرده ای. چقدر در كنار این افراد تجربه كسب كردید؟

حضور این افراد در هر كاری به هر حال خیلی روی من تاثیر گذاشت. بیژن امكانیان، حامد بهداد و شاهرخ فروتنیان از جمله بازیگرانی بودند كه به من خیلی كمك كردند و از حضورشان لذت بردم.

علاقه مندید بیشتر با سینما كار كنید یا تلویزیون؟

زیاد فرقی نمی كند ممكن است حتی یك كار تلویزیونی با كارگردانی موفق و حتی نقشی متفاوت به من پیشنهاد شود كه قطعاً قبول می كنم. البته پیشنهاداتی داشتم اما برایم جذابیت نداشت.

تا جایی كه می دانم حتی شما در فیلم های كوتاه و مستند هم گاهی بازی می كنید.

بله، به حضور در این گونه آثار هم علاقه مندم. به طور نمونه قبل از «شبانه روز» در فیلم مستندی با عنوان «صورتك» ساخته علی عطار بازی كردم كه البته بهاره رهنما هم با من همبازی بودند. این فیلم درباره زنانی است كه برای زیبایی صورت تغییراتی در چهره خود ایجاد می كنند و به عمل های جراحی دست می زنند. تجربه خیلی خوبی برایم بود. فیلم های مستند و كوتاه ممكن است برای یك بازیگر تجربه هایی به دنبال داشته باشد كه هرگز در سینمای بلند و حرفه ای این تجربه ها به دست نمی آید. به همین دلیل از حضور در این آثار لذت می برم.

«شبانه روز» هم در سینمای ایران خیلی متفاوت است، درباره حضور خود در این كار هم توضیح می دهید؟

البته این فیلم كار اول امید بنكدار و كیوان علی محمدی است و زمانی كه در «شبانه روز» قرارداد بستم، اكران نشده بود، اما در جریان ساخت آن بودم و با نگاه و زاویه دید این دو كارگردان آشنایی داشتم. خیلی علاقه مندم دوباره فرصتی فراهم شود تا با این دو كارگردان جوان و خوشفكر كار كنم.

نقش نوا در این فیلم در چند اپیزود به نوعی حضور داشت. البته به دلیل این كه وقت فیلم طولانی شد، بخشی از بازی های من حذف شد. فیلم را دوست داشتم و به این دلیل از حذفیات ناراحت نشدم. البته بعد از این فیلم در كار كوتاهی با عنوان «هفتان» علی عطار بازی كردم كه در ارتباط با موضوع فرهنگ بود.

به فیلمسازی علاقه مندید؟

من سال 84 در دوران دانشجویی فیلم كوتاهی با عنوان «ماجرای ما شاید…» ساختم. یك فیلم داستانی بود كه فیلمنامه آن برای خودم بود. در حال حاضر دغدغه این حرفه را ندارم، زیرا كار بسیار جذاب، اما سختی است.

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

بهتر است برویم سراغ هفت دقیقه تا پاییز كه این روزها خاطره اسدی خیلی در گفتگوهای خود از آن شكایت می كند.

پرونده گله گذاری از این فیلم را مدتی پیش در گفتگویی برای خود بستم و حالا دیگر دلیلی نمی بینم درباره آن صحبت كنم.

حدود 2 سال پیش من برای این پروژه دعوت شدم كه البته قرار بود این فیلم با بازیگران دیگری ساخته شود. ما در پیش تولید تمرین هم كردیم كه به دلایلی متوقف شد و شهریور سال گذشته به تهیه كنندگی ساداتیان ساخت آن دوباره دنبال شد.

برای ایفای نقش، دورخوانی هم داشتید؟

بیشتر در زمان پیش تولید درباره شناسنامه نقش ها و رسیدن به شخصیت ها صحبت می كردیم.

با وجود این كه تصمیم دارید پرونده گله گذاری از این فیلم را ببندید، فكر نمی كنید با وجود این كه 4 بازیگر اصلی در كار حضور دارند، چرا شما در پوستر دیده نمی شوید؟

نمی دانم بهتر است از خودشان بپرسید.

نقش مریم چه جایگاهی در كارنامه شما دارد؟ با توجه به این كه این اولین حضور شما در نقش یك مادر بود؛ نقشی كه پیش از این تجربه نكرده بودید.

من خیلی منتظر حضور در چنین نقشی بودم. این نقش را خیلی دوست داشتم حتی از همان 2 سال پیش. برای حضور در این نقش خیلی انرژی داشتم. در نهایت چیزی كه ارائه شد با آن چیزی كه من می خواستم خیلی متفاوت بود. این فیلم قرار بود 2 اپیزودی باشد و در اپیزود دوم در صحنه تصادف این بار امین، بچه من و حامد بهداد جان خود را از دست بدهد كه من متوجه شدم قرار نیست این شكلی گرفته شود و به نوعی شناسنامه نقش برای من تغییر كرد.

من فقط به این فیلم به عنوان یك تجربه بزرگ نگاه می كنم. به نوعی فیلم خیلی بزرگم كرد و تصورم را از سینما خیلی تغییر داد.

ارتباط با بچه چطور بود به هر حال قبلاً تجربه نداشتید.

خیلی خوب بود. شاید هم به این دلیل كه من خودم بچه ها را خیلی دوست دارم و اصلاً برای من سخت نبود.

در كار از آقای تنابنده خیلی كمك گرفتم و به من ایده های زیادی داد.

فكر می كنم در «برف روی شیروانی داغ» محمدهادی كریمی هم كه هنوز اكران نشده، بازی كردید.

بله، من بعد از هفت دقیقه تا پاییز با این پروژه همكاری كردم و از كار كردن با آقای كریمی لذت بردم.

در این فیلم نقش دختری را داشتم كه دانشجوی رشته حقوق است و از نقش های اصلی به شمار می رود. در این فیلم با آنا نعمتی، شهاب حسینی، كوروش تهامی و… همبازی بودم و فكر می كنم كار متفاوتی خواهد شد.

بعد از این فیلم هم در كار نیمه بلندی با عنوان «صدای سكوت ها»ی شیما جوان بازی كردم. با رضا رویگری و محمدرضا غفاری همبازی بودم و مطمئن هستم فیلم خوبی خواهد شد. داستان فیلم در برزخ می گذشت و نقش دختری نابینا را بازی كردم.

تلاش می كنید انتخاب های محدودی داشته باشید یا همه نقش هایی كه به شما پیشنهاد می شود، مورد قبولتان نیست؟

اطرافیان همیشه به من می گویند چرا آنقدر كم كاری می كنی و باید فعالیت خود را بیشتر كنم. حقیقتا معتقدم باید در كارهایی حضور یابم كه چیزی به من اضافه كند و به نوعی از دیدن آن انرژی بگیرم



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

بیوگرافی شاهرخ استخری

حالا بیوگرافی

بچه بعضی ها سوال کرده بودن که پدر مادر شاهرخ استخری چه طوری فوت کردن منم در جواب باید بگم که درست نمی دونم ولی فکر کنم که تو تصادف فوت کردن

شاهرخ استخری جوان بسیار مستعد و 27 ساله ای که به تازگی وارد عرصه ی هنر و بازیگری شده و به گفته ی خودش الف بای بازیگری رو خیلی خوب و نزد اساتید بزرگی اموخته..........جوانی با انگیزه دوست داشتنی و مودب که از گفت و گو با او بسیار لذت بردیم..............
بخوانیم مصاحبه با شاهرخ استخری محمد امیر (مثل هیچکس)..............
از یک رزومه شروع کنیم:
-اولین کارم در عرصه ی بازیگری یک نقش کوچکی بود در تئاتر اسب های اقای محمد رحمانیان که سال 81-82 بازی کردم بعد یک دوره ی بازیگری هم دیدم زیر نظر خانم نصیرپور و اقای پیام دهکردی و اقای هدایت هاشمی که هم در دوره ی مقدماتی و هم در دوره ی پیشرفته شرکت کردم و 5 تا کار کوتاه هم بازی کردم که بعضی هاشون برای جشنواره ها بود و زیاد هم مهم نبودند ولی اولین کار بلند تصویری م هم تلخون بود که نقش اصلی رو بازی میکردیم با سیاوش خیرابی و مجید سالم که دوست دارم اسمش رو ببرم و امیدوارم موفق تر بشه و بعد از اون هم خود اقای امینی من رو به اقای مقدم برای فیلم پریدخت معرفی کردند
رشته ی تحصیلی ت چیه؟
-مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها و سیستم ورودی 78
مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها وسیستم چه ربطی داره به بازیگری؟
-هیچ ربطی نداره......تقریبا" سال اخر دانشگاه بودم که کار تئاتر اسب ها رو بازی کردم
از قبل علاقه داشتی؟
-از بچگی ولی یادمه روم نمیشد بروم جلوی دوربین
اقای امینی چی توی شما دیدند که برای اولین حضورتون یکی از نقشهای اصلی رو بهتون پیشنهاد دادند؟
-اقای امینی یک شخصیه که واقعا" دغدغه ی معرفی بازیگر داره من میتوانم یک لیست بلند بالا از بازیگر تا عوامل پشت صحنه نام ببرم که اقای امینی برای اولین بار معرفی شون کرده
اولین جرقه برای بازیگر کی در ذهنتون زده شد؟
-به دلیل حساسیت خانواده ام به تحصیل سال اخر بود که چند اموزشگاه رفتم برای ثبت نام بازیگری و حداقل کاری که میتونستم انجام بدهم این بود که یک دوره ی اموزشی ببینم و اینکه با یک سری جوون در یک موسسه باشی و بین اون همه جوون مستعد بازی کنی و با اونها تمرین میکنی
چرا از بین اون همه جوون شاهرخ استخری شد؟
-خیلی ها هم شدند ولی خیلی هایی که نشدند امیدوارم بشوند چون ما دیدیم که چه استعدادهایی دارند ولی خودم واقعا" نمیدونم شاید خدا خواسته من تو این زمان وارد این عرصه بشوم نه شش سال قبل و چقدر خوب
اگه پدرتون به درس خواندنتون علاقه داشت چرا نرفتید دنبال تحصیلات رشته ی هنر؟
-اتفاقا" رفتم برای فوق لیسانس رشته ی هنر رو امتحان دادم ولی رتبه ام شد 400 و نتونستم چون نخواندم.............

حالا هم مصاحبه جنجالی و جدید شاهرخ با عنوان این قسمتم بوده

به رسم سالهای گذشته در پاییز امسال سریالی دیگر در حال پخش از شبكه سوم است كه از پنج ماه پیش كلید خورد و تصویربرداری آن همچنان ادامه دارد. این سریال شبانه، نامش «دلنوازان» است و به طور حتم تاكنون قسمتهای پخش شده از آن را دنبال كرده‌‌اید، یك سریال پربازیگر كه به طور حتم در شمارههای آینده از دیگر بازیگران این مجموعه برایتان خواهیم نوشت. اما در این شماره با دو بازیگر جوان این مجموعه یعنی شاهرخ استخری و سیاوش خیرابی گفتگویی ترتیب دادیم كه در ادامه خواهید خواند. البته در یك سال اخیر دو گفتگو با سیاوش داشتیم كه به طور حتم آنها را دنبال كردهاید و از زندگی سیاوش بیشتر میدانید، ولی از آنجا كه تاكنون با شاهرخ گفتگویی نداشتیم، گفتگوی ما كمی با شاهرخ استخری طولانیتر است.


گفتگوی ما با شاهرخ در منزلش انجام شد، در هنگام بازی پرسپولیس – پیكان كه هم فوتبال دیدیم و همه مصاحبه كردیم، بارها به خاطر لحظات حساس آن بازی، گفتگو كات شد و دوباره پس از لحظاتی دنبال شد. فكر نمیكردیم كه استخری در حین گفتگو، آنقدر با وسواس به پرسشها پاسخ بدهد، او پس از گفتگو، صفحات تایپ شده را از ما خواست تا دوباره مصاحبهاش را چك كند و... تصاویری هم كه از این دو بازیگر گرفتیم، در لوكیشن اصلی این سریال در یكی از محلههای شمال تهران گرفته شد و زحمت این عكسها برعهده «اورنگ خیرابی» برادر سیاوش بود كه در كار خود مهارت خاصی دارد و جا دارد از او تشكر كنیم. راستی یك اتفاق جالب... زمانی كه خواستیم از اورنگ CD عكسها را بگیریم، ساعت 10 شب بود، هنگامی كه در آپارتمانش را بست و بیرون آمد، تازه متوجه شد كه كلیدش را در آپارتمان جاگذاشته است و خلاصه... كه این موضوع در نوع خودش برایمان جالب بود، بعضی مواقع برای گرفتن یك گزارش، كارها گره میخورد و به دقیقه 90 هم كشیده میشود. در پایان جا دارد از دوست خوبمان؛ آقای مهران مهام به همراه ایرج محمدی؛ تهیهكننده سریال تشكر كنیم كه مانند همیشه ما را در تهیه این گزارش یاری دادند.
مهندس بازیگر
چهاردهم مهرماه سال 59 به دنیا آمدم، فرزند بزرگ خانوادهام و بعد از من دو خواهر دیگر به دنیا آمدند، پدرم مهندس شیمی است و مادرم لیسانس زبان است، پس از اینكه خواهرم به دنیا آمد، مادرم خانهدار شد. خودم هم ورودی سال 78 هستم و مهندسی صنایع خواندم، برای فوقلیسانس هم در رشته سینما شركت كردم كه متاسفانه قسمت نشد.
او در مورد آغاز بازیگری برایمان میگوید: «سال سوم دانشگاه كه بودم، یكی از دوستانم «هاشم مهدوی» كه میدانست به دنیای سینما علاقهمندم، مرا به آقای رحمانیان معرفی كرد، وی آن سال كارگردانی تئاتر «اسبها» را برعهده داشت و من هم به همراه 20، 30 نفر دیگر در كنار بزرگانی چون؛ داوود رشیدی، رضا بابك، علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، بهناز جعفری، هومن برقنورد و... بود، نقش ما پررنگ نبود، ما یك تیم بودیم كه با پاهایمان روی صحنه، ریتم میزدیم. سپس توسط یكی از دوستانم به كلاس بازیگری رفتیم، حضور در آن تئاتر هم، باعث شد تا من بازیگری را ادامه بدهم، شاید برایتان جالب باشد كه بگویم، حضور در آن تئاتر به همراه اجرای شبانه و تمرین، دستمزدی 170 هزار تومانی داشت كه به من خیلی چسبید! پس از آن كلاسها، یك دوره پیشرفته زیرنظر حبیب رضایی، پیام دهكردی، هدایت هاشمی، مهتاب نصیرپور و... گذراندم. این روند ادامه پیدا كرد، تقریبا ناامید شده بودم و احساس میكردم كه زمان زیادی از دست دادم و رفتم سركار دیگری... چرا كه طی این سالها چند بار هم تست دادم، اما انتخاب نشدم، یادم میآید، آخرین بار هم كه تست دادم، برای فیلم «استشهادی برای خدا» به كارگردانی «علیرضا امینی» بود. دو سال بعد امیر انصاری از دفتر آقای امینی زنگ زد و به من گفت كه فیلمی به نام «تلخون» میخواهیم بسازیم، مداركتان اینجاست. سپس «سیاوش خیرابی» هم اضافه شد، «تلخون» چند بار هم از تلویزیون به نمایش درآمد كه جزو اولین كارهای من و سیاوش بود. سپس آقای امینی مرا به «سامان مقدم» برای بازی در سریال «پریدخت» كه ماه محرم سال 86 پخش شد، معرفی كرد؛ لیلا حاتمی، علی مصفا، حسن پورشیرازی، كامبیز دیرباز و... در آن مجموعه بازی میكردند كه البته این سریال زودتر از فیلم تلخون پخش شد، تلخون نوروز 87 پخش شد، پس از «پریدخت» هم در سریال «مثل هیچكس» كه رمضان سال 87 پخش شد و نوروز امسال هم در سریال «ماه عسل» كه از شبكه دو پخش شد، بازی كردم، كه برای من تجربه خوبی بود، بازی در كنار محمد مطیع، سعید پورصمیمی، پروانه معصومی، یوسف تیموری، سحر ولدبیگی، امیرحسین صدیق و... بازی در كنار این بزرگان، برای من تجربه بسیار خوبی بود و از آن بسیار آموختم...
حضور در دلنوازان
برای بازی در «ترانه مادری» پیش كارگردان مجموعه؛ «حسین سهیلیزاده» رفتم، اما از آنجا كه قرارداد «مثل هیچكس» را بسته بودم، قسمت نشد با هم همكاری كنیم... آقای سهیلیزاده در انتخاب بسیار دقیق است و دیگر حرفی باقی نماند.
كارگردان خوشاخلاق
«حسین سهیلیزاده» كارگردان بسیار خوش اخلاقی است، من پنج ماه در كنار این آدم بودم و از حضور دركنار ایشان لذت بردم، روز اول هم به من گفتند: شاهرخ میخواهیم پنج ماه در كنار كار، لذت ببریم


جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

بیوگرافی نیما شاهرخ شاهی

متولد 17 مرداد 1360
مدرک تحصیلی: دانشجوی رشته عمران
با بازی در نقش امیرعلی در فیلم مکس (سامان مقدم، 1382) به سینما آمد. اما سه
سال طول کشید تا با بازی در نقش اول فیلم پارک وی (فریدون جیرانی، 1385) بدرخشد.
......................................................
مجموعه آثار:
- مکس (سامان مقدم، 1382)
- پارک وی (فریدون جیرانی، 1385)



عکس های نیما شاهرخ شاهی



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

بیوگرافی سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی

متولد ماه آذر سال ۱۳۶۳

آخرین مدرک تحصیلی :  فوق دیپلم نرم افزار کامپیوتر از دانشگاه آزاد تهران

سابقه هنری :  از دوران کودکی در فعالیتهای هنری شرکت داشته .  در  سال سوم راهنمایی اولین کار بازیگیری خود را انجام داده و به خاطر تحصیل بعد از آن کار جدیدی نداشته است .

آموزش دوره بازیگیری : سیاوش خیرابی دوره بازیگری خود را در کانون سینماگران سپری کرده است .

کارهای او تا کنون :   تله فیلم تلخون  -  سریال ترانه مادری و دلنوازان و لج و لجبازی



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

بیوگرافی محسن افشانی

بیوگرافی محسن افشانی


محسن افشانی این مجری و بازیگر نوپا در یازدهم فروردین 1368 چشم به جهان گشود . رشته اش در دبیرستان ریاضی فیزیك بوده . به مهندسی شیمی و میكانیك خیلی علاقه داره . صاحب یك خواهر بزرگتر از خودش هست كه اگه كسی مزاحمش بشه مزاحم رو پودر می كنه !!! از كودكی دوست داشت بازیگر بشه ولی با دادن تستی سر از كار مجری گری در آورد.اولین برنامه اش در مجری گری آستانه بود بعد در برنامه های «ما دو تا»، «بوم سفید» و «سلام بهار» نیز به عنوان مجری ظاهر شده و در حرفه بازیگری در گاراگاهان و ترانه مادری حضور داشته. شیرین ترین خاطراتش رو اتفاقاتی می دونه كه در حین مجری گری زنده براش می افته. در وب نویسی هم دست داره و 2.5 سال نیمه كاره وب نویسی انجام داده .دوستانش از خطش خیلی تعریف می كنند.
حرفهای خصوصی :

تکیه کلام:عسیسم .شبیه پدر بزرگشه
خواننده مورد علاقه محسن:احسان خواجه امیری و محسن نامجو
بازیگر مورد علاقه : حامد بهداد
مجری مورد علاقه : رشید پور
بهترین فیلم : نقاب
وزن : 62
محل اقامت : تهران پارس
غذای مورد علاقه : كوكو سیزی
اغلب عصبانی نمی شه و اگه عصبانی بشه زمین و زمان به هم می دوزه
درس مورد علاقه : جغرافی
عدم تخصص : خانه داری
صدقه دادن را خیلی دوست دارد
تافل می خونه
ازبادمجان. پیاز. كدو.فلفل دلمه ای در غذا ها وواژه ی تكرار بدش میاد
خصوصیات اخلاقی : حسود و خواه البته مثبت
هنگام عصبانیت ایت الكرسی می خونه
رنگ مورد علاقه : قرمز
رنگ بهترین لباس : مشكی
ترس از رفیق بد داره
شغل پدر : چوب و دكوراسیون داخلی
بهتری سال زندگی اش:سال1393 كه پدرش قصد داره كت و شلوار دامادی تنش كنه
آخرین باری كه گریه كرده چند ماه پیش بوده .كنار جسم بی جان پدر بزرگش
به همسایه هاشون میگه خاله
ماشین : 206 مشكی گوشی : N95:cheshmak::gol:
__________________
سحرگاهان که عرش کبریایی

می سراید نغمه ی توحید و تو

آهسته می خوانی قنوت لحظه هایت را

میان ربنای سبز دستانت دعایم کن



 



جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()

دانلود نفس با کیفیت عالی

سرور اول

کیفیت MP3 / 128 KB

برای دانلود روی لینک آهنگ راست کلیک زده، سپس Save Target As را انتخاب نمایید.

دانلود آهنگ نفس

 

Nafas - Sesong.Blogfa.Com


جمعه 7 آبان 1389 توسط erfan | نظرات ()




erfan.feh2@yahoo.com

erfan

عاشق تنها

هفته اول آبان 1389

خواننده مورد علاقه تان کیست؟











بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0